خاطرات
به قلم علی نوذرپور
درباره من
سال ۱۳۳۹ در اهواز به دنیا آمدم.مادرم –خدا بیامرز- می گفت روز ۹ آبان به دنیا آمدم ولی در شناسنامه ام ۲۵ دی ماه ذکر شده است.دوران کودکی را در محله های لشکرآباد و بیست متری شهرداری ها زندگی کردم.دوره ابتدایی را در مدرسه ابتدایی بهار،فروغی و کسری گذراندم و دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی ماندانا...
در ادامه بخوانید...
نظریۀ فرا دو بعدی دکتر منوچهر مزینی
کد مطلب: 27443
تاریخ انتشار: سه شنبه 30 بهمن 1397
یادداشت علی نوذرپور در روزنامه همشهری؛
دکتر منوچهر مزینی آغازگر اندیشه های علمی در باب شهرسازی و معماری بود و از همین رو نقطۀ عطف مهمی در تاریخ ادبیات این دو رشته محسوب می شود. او پیوسته در تلاش بود که جریان ها و اندیشه های علمی را به جامعۀ علمی و حرفه ای کشور منتقل کند و خود نیز به توسعۀ آن ها همت گماشت.

مزینی در پژوهشی با عنوان "مطالعۀ کالبد شهر تهران از نظر بصری و زیبایی شناسی" که برای مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران انجام داده بود، به بسط ابعاد نظریۀ "سیمای شهر" کوین لینچ پرداخت و به این واقعیت اشاره کرد؛ که 

واقعیت شهر اساساً دو بعدی نیست و آنچه در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری منعکس می شود، بیانگر بخشی از واقعیت شهر است و نه همۀ آن. 

وی مشاهده و ملاحظۀ کالبد شهر را در سه سطح زیر قابل بررسی می  داند: 

الف) سطح  کلان؛ که تمامیت شهر از دور به نظاره می آید و جزئیات ملاحظه نمی شود و مولفه های آن عبارتند از:

1- ورودی و خروجی شهر که به آن کیفیت نقطه ای گفته می شود.

2- خط آسمان که کیفیت خطی نام دارد.
3- نیمرخ که کیفیت لکه ای یا صفحه ای نامیده می شود.
4- تندیس که در قالب "توده و فضا" نمایان است.
مزینی بررسی شهر از نگاه کلان را "پیکر شهر" می نامد.
ب) سطح میانه یا "سیمای شهر" که بر اساس نظریۀ کوین لینچ، در شناسایی پنج مولفۀ ذیل قابل بررسی است که عبارتند از : لبه، نشانه، گره، محله و راه.
ج) سطح خرد یا "چهرۀ شهر" یعنی ملاحظه و مشاهدۀ نما، فضا و اثاثیۀ شهری.

دکتر مزینی در ادامۀ نظریه پردازی های خود، پا را از این هم فراتر نهاده و مولفۀ "راه" را از سطح متوسط به سطح خرد وارد می کند و معتقد است که  مولفۀ "راه" در مقیاس چهرۀ شهر قرار دارد، چراکه ناظر در اولین برخورد، با راه مواجه می شود.

و اما همۀ مواردی که ذکر آن ها رفت، ما را با "جسم شهر" آشنا می سازد و شهر علاوه بر جسم، جان هم دارد. جانِ شهر یعنی آنچه در کالبد شهر جریان دارد و به جسم حیات می-بخشد؛ یعنی حضور مردم و زندگی مردم با همۀ تنوع و پیچیدگی های آن. بنابراین شهرشناسی یعنی "شناخت جسم و جان شهر به صورت توام". بدون یکی، آن دیگری مفهوم نیز ندارد. شهر باهم دیده می شود نه بی هم.

همچنین این مفاهیم ما را به مفهوم کیفی دیگری از شهر رهنمون می سازند که آن "روحیۀ شهر" است. روحیۀ شهر حاصل تاثیر کلی و جامعی است که ناظر به هنگام دیدار یا زندگی در شهر به آن دست می یابد. بخش عمدۀ این تاثیر بصری است، لیکن حواس دیگری نیز در درک این تاثیر کلی سهم هستند. این عوامل عبارتند از :

1- مردم و فعالیت ها
2- خصوصیات حرکتی در شهر 
3- بو و صدا
در جمع بندی باید گفت، برای اینکه شهر به درستی دیده شود، هم به احوالات جان باید توجه کرد و هم به جسم و برای ملاحظۀ جسم، در سه مقیاس باید دید تا شهر به درستی ادراک شود.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین عناوین